جوانان برای هر جامعه سرمایهی عظیم به شمار میروند و بنای شامخ هر جامعه متکی بر دوش آنهاست و پیشرفت آن به شایستگی و تخصص آنها بستگی دارد. هیچ جامعهای نمیتواند بدون بهرهگیری از فعالیتها و مهارتهای جوانان خود راه عروج و ترقی را بپیماید.
جوانان امروز بزرگترین سرمایهی فردایند لبخند حالند و امید آینده، اگر جوانان یک ملت پاکباز، سالم، دانشمند و با ایمان باشند، ستارهی کمال آن ملت درخشندهتر خواهد شد و دارای وضعیت مطلوب خواهند بود. از وضعیت جوانان یک جامعه دربارهی آیندهی آن جامعه میتوان سخن گفت از این جهت گفته شده: «ارنی شباب امتک انبیک بمستقبلها» یعنی جوانان ملت خود را به من نشان بده تا از آیندهی آن تو را مطلع خواهم ساخت؛ زیرا که آینهی هر ملت، جوانان آن ملت است. اصولاً جوانی یک موقعیت استثنایی و یک فرصت بیبدیل است، لازم است که از این فرصت درست بهرهگیری شود. رسول گرامی اسلام-صلی الله علیه وسلم- به بهرهگیری صحیح از دوران جوانی و غنیمت شمردن آن توصیه فرموده است و در چندین جای مختلف جوانان را مورد خطاب قرارداده و راهنمایی و ارشاد نموده است. تربیت و ارشاد یک جوان امری ناگریز است، ملتهای دوراندیش و آیندهنگر در تربیت جوانان خوب سرمایهگذاری و تلاش میکنند.
البته تربیتی ارزشمند است که موجب تقویت روح و معنویت باشد و هم موجب تقویت جسم و عقل؛ زیرا که جسم قوی و تیزهوشی بدون فضایل معنوی و اخلاق سودی ندارد و چه زیانآور است، تاریخ این حقیقت را از زمانی که مسجل شده، ثبت نموده است.
دشمنان اسلام برای رسیدن به هدفهای شوم خود در بلاد اسلامی قشر جوان را مورد هدف قرار دادهاند و با انواع حیلهها و روشهای گوناگون در تلاشاند تا جوانان را از دین و ایمان دور ساخته بیتفاوت و لاقید به بار آورند و این نیروی عظیم را از دین و دینداری، گریزان نمایند و تضعیف کنند خوشبختانه جامعهی اسلامی یک عده جوانانی دارد با ایمان و با اخلاق، فداکار و تلاشگر و پاکباز که از راههای انحرافی دشمن خود را محفوظ داشته و صراط مستقیم را محکم گرفتهاند این عده چشم و چراغ و امید روشن جامعهی اسلامی و خار دشمنانند. ولی متأسفانه عدهی جوانانی است که فریب دشمن را خورده و از دین و اخلاق گریزانند و گرفتار غربزدگی خودباختگی شدهاند. این مشکل والدین و متولیان امور و همهی خیرخواهان جامعه را نگران ساخته است. دینگریزی و بیتفاوتی، جوان امروز را تهدید میکند؛ بنابراین باید اندیشید که راه علاج چیست و برای اصلاح جوانان چه باید کرد؟
مطالب زیر در ارتباط با همین موضوع نوشته شده است، اگر قبول افتد زهی عز شرف ولله ولی التوفیق.
نقش پدر و مادر
رفتار نادرست والدین چه بسا ممکن است که نوجوان را به فرار از خانه و حتی خودکشی بکشاند و او را به مقاومت در برابر والدین و ضرب و جرح و قتل آنها گستاخ کند. چنین جوانی نهتنها برای والدین بلکه برای کل جامعه مضر و بلای بزرگی خواهد بود. اگر با دقت ریشهیابی شود به این نتیجه خواهیم رسید که علت اصلی بسیاری از انحرافات فرزندان غفلت و بیتفاوتی و یا رفتار نادرست والدین در قبال آنها است.
در درجهی اول مادر سهم بزرگی در تربیت اولاد دارد شاعر میگوید:
«الام مدرسه اذا اعددتها اعددت شبها طیب الاعراق»
مادر مدرسهای است که اگر آمادهاش کنی ملتی پاک سرشت آماده کردهای، طفل مدتها در رحم مادر است و سپس در آغوش اوست.
او به همین جهت انس بیشتری با او دارد و از اخلاق او بیشتر متأثر میشود.
رسول اکرم-صلی الله علیه وسلم- فرموده است: «الام راعیه فی بیت زوجها و مسؤوله عن رعبتها» مادر است که میتواند با احساس مسؤولیت در راه پرورش نسلی صالح موفق شود. مادری که گرفتار مشاغل اداری و یا سرگرم دید و بازدید وابستگان خود باشد، هرگز نمیتواند رسالت خود را در جامعه تحقق بخشد؛ زیرا فرصتی برای اینکار ندارد.
فرزندان چنین مادرانی حقیقتاً یتیماند و مثل بچههای یتیم و بیسرپرست در معرض خطرات و انحرافات و آلودگیها قرار دارند. شاعر میگوید: «لیس الیتیم من انتهی ابواه من هم الحیاتت و خلفا ذلیلا ان الیتیم هوالذی تلقی له اما تخلت اوا با مشغولا» یتیم کسی نیست که پدر و مادرش مرده و او را پس از خود خوار و بیچاره گذاشتهاند، همانا یتیم کسی است که پدر و مادرش سرگرم کارهای خود باشند و او را رها کنند از فرزندانی که گرفتار چنین پدرها و مادرهایی هستند چه انتظاری میتوان داشت اینها گرفتار انحراف و فساد میشوند و گناه آن به گردن والدین است از آن بدتر اینکه پدر و مادر غوطهور در شهوات و گناه باشند و اوقات خود را در مراکز فساد بگذرانند. اینجا خطر انحراف دینی و دینگریزی فرزند به مراتب بیشتر است. شاعر میگوید: «ولیس البنتینبت میجنان کمثل البنت بنت فی الفلات وهلیرجی لاظیفال کمال ادا ارتضعو تدی الناقصات» گیاهی که در باغ میروید مانند گیاهی که در بیابان میروید، نیست.
آیا برای فرزندانی که از پستان زنان فرومایه شیر میخورند، انتظار کمال است. اسلام که از انسانها انتظار تحمل مسؤولیت دارد، پدرها و مادرها را در تربیت فرزندان مسؤل قرار داده است و از آنها بطور جدی میخواهد که از افراط و تفریط و خیانت برکنار بمانند و با سرنوشت کودکان معصوم خود بازی نکنند.
قرآن مجید میفرماید: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا)[التحریم:6]، ای مؤمنان خود و خانواده خود را از اتش حفظ کنید.
اختلافات و مشاجرات والدین در روحیهی نوجوان تأثیر منفی دارد. نوجوانی که هر روز ناظر درگیریهای پدر و مادرش در آسایش و خانهی خود باشد. مطمئناً مضطرب و پریشان میشود و با اینکه در خانه است احساس ناامنی و تنهایی میکند، لذا در جستجوی دوستانی میگردد که با آنها بتواند اوقات فراغت خود را سپری کند و آرامشی بیابد اگر دوستانش افراد ناباب و منحرف باشند بدون تردید مجالست آنها در اخلاق و رفتارش تأثیر خواهد گذاشت و نهایتاً در دام انحراف گرفتار و به زشتترین اعمال آلوده خواهد گردید. والدین نباید با کوچکترین مسایل آسایش خانه خود را از بین ببرند و زمینهی انحراف را برای فرزندانشان فراهم نمایند و با در نظر گرفتن آیندهی فرزندان خود طعم و گذشت داشته باشند و مشکلات مسایل خود را عاقلانه حل کنند صفا و صمیمیت خانواده در اصلاح و تربیت در رشد و کمال فرزندانشان تأثیر بسیار مهمی دارد. نباید اختلاف والدین به طلاق بینجامد؛ زیرا که طلاق و فروپاشی خانه عواقب ناگواری درپی دارد. بدیهی است که نوجوانی آشیانهی خود را ویران ببیند، آزرده و شکستهخاطر میگردد. ویران شدن خانه و کمبود عواطف معمولاً نوجوان را نامهربان و قسیالقلب میگرداند و راهی است برای انحراف دینگریزی فرزندان از ینرو در تعالیم دینی طلاق بهعنوان «ابغض المباحات» یاد شده است. یتیم بودن نیز در روحیهی کودکان و نوجوانان تأثیرگذار است و یتیمان بیش از دیگران در معرض انحرافاند؛ لذا وظیفهی مربیان و سرپرستان یتیمان بسیار سنگین است. لازم است که با آنها چنان رفتار کنند که غم جانکاه یتیمی را از ذهن آنها بزداید و افسردگی آنها را به نشاط تبدیل کند و در اصلاح و تربیت و رفع نیازهای مادی عاطفی و روحی آنها کوشا باشند. در اسلام پرورش یتیم یک عمل صالح و فضیلت بزرگی است. کسانی که یتیمها را خوب تربیت میکنند، پاداش بزرگی دارند.
بطالت و بیکاری
بطالت و بیکاری یکی از عوامل انحراف و خطر بزرگی برای جوانان است، اگر در جامعه بطالت و بیکاری شیوع داشته باشد راههای انحراف و دینگریزی به آن باز میگردد و مشکلات غریزهای بروز خواهند کرد. بیکاری برخی از افراد از روی اضطرار و ناچاری است و بیکاری عدهای دیگر از روی تنبلی و سستی است. راه علاج برای گروه اول تعاون و همکاری وسیع دولت و ملت در برنامهریزی و سرمایهگذاری و ایجاد شغلهای واقعی و مناسب تولیدی و خدماتی است و همچنان ارشاد و راهنمایی صحیح آنها برای کار و فعالیت و سعی و تلاش و دوری از تنبلی و سستی است و اما عدهای دیگر از روی بطالت و بیحالی، بیکار نشستند، زمینهی کار برایشان فراهم است؛ اما مفتخوری و سربار دیگران شدن را عادت کردهاند.
راه علاج این عده تذکر و تشویق و ارشاد و تنبیه مناسب است تا حرکتی در وجود آنها پیدا شده به کار و فعالیت و اشتغال روی آورند و شایسته است که نوجوانان در دوران نوجوانی ضمن تحصیل علوم و معارف دینی مهارتهایی را فرا گیرند تا به کار و فعالیت علاقه پیدا کنند و در سنین بالاتر به پای خود بایستند و نیازمند نباشند.
گروه سوم بیکاران آنان هستند که در اثر ضعف و پیری و از کار افتادگی است. یاری رساندن به این گروه وظیفهی دولت اسلامی و افراد متمکن و ثروتمند است. بطالت و بیکاری برای یک جوان شایسته نیست. بیکاری قوای انسان را ضعیف میکند و نتیجهی بیکاری نیازمندی و فقر است. فقر ریشهی بسیاری از ناهنجاریهاست. بیکاری معمولاً جوان را به کارهای خلاف سوق میدهد برای پُر کردن اوقات فراغت راههای مختلفی وجود دارد از قبیل فعالیتهای ورزشی، هنری، مطالعه و مقالهنویسی، مسابقه، یادگیری فنون نظامی و یا فراگیری معارف دینی و... است. اسلام برای مبارزه با فقر برنامههایی دارد اقتصاد اسلام به گونهای است که در سایهی آن میتوان از کفاف زندگی برخوردار شد و مفاسد زاییده از فقر را از میان برد. وظیفهی دولت اسلامی است که در راه تأمین کار برای بیکاران برنامهریزی نموده و برای از کار افتادگان مستمری از بیت المال داشته باشند و پیرمردان و بیوهزنان از حمایت کامل دولت اسلامی برخوردار باشند. اسلام به ثروتمندان توصیه کرده که مستمندان را یاری کنید.
حضرت علی-رضی الله عنه- فرموده: «لو اقتبتم العلم من معرفه وادخرتم الخیر من مرضه واخذتهم الطریق من وفتحه وسلکتم الحق من نهجهه لا بتهجت بکم السبل وبدت لکم الاعلام واضا لکم الااسلام وما عال فیکم عایا ولاظلم منکم مسلم ولامعاهد».
اگر علم را از معدنش میگرفتید و خبر را از جایگاهش ذخیره میکردید و راه را از آنجا که واضح است انتخاب مینمودید، راهها برای شما روشن میشد و پرچمها برای شما آشکار میگردید و اسلام به زندگی شما نور میبخشید و هیچکس در میان شما نیازمند نمیشد و هیچکس در میان شما از مسلمانان ظلم و ستم روا نمیداشت. آری در صورتی که مقررات اسلام پیاده شود جلو احتکار، گرانفروشی، تقلب، رشوه، خیانت و دزدی را میگیرد و حقوق کارگران و کشاورزان را حفظ میکند و در راه جمعآوری صدقات و بهرهبرداری از سرمایههای عمومی میکوشند و ریشههای فقر و محرومیت و تبعیض و فاصلهی طبقاتی را میخشکاند و جلوی درآمدهای نامشروع را میگیرد و جامعهی مطلوب را میسازد.
علاوه بر این ثروتمندان مسلمان وظیفه دارند نیازمندان را یاری کنند و در راه زدودن فقر از خویشاوندان و همسایگان و دیگران تلاش کنند. حقیقت این است که گرفتاری برخی از خانوادهها به فقر و عواقب شوم آن نتیجه عدم رعایت مقررات اسلامی و وظیفه نشناسی ثروتمندان است.
معاشرت با منحرفان و بدان نیز از عوامل انحراف و دینگریزی است و بهویژه نوجوان ناآشنا و سست عقیده باشد و از داشتن راهنمایی دلسوز محروم نوجوانی که با افراد بد رفیق و همنشینی میشود زود تحت تأثیر عادات و خصلتهای زشت آنها قرار میگیرد و همانند رفیقان بد خود از دین و دینداری گریزان میگردد اکثر انحرافاتی که در دوران نوجوانی بهوجود میآید ناشی از مجالست با افراد ناباب است وظیفهی والدین و مربیان در این ارتباط بسیار سنگین است لازم است که مربیان خود را در انتخاب رفیق و دوست یاری نمایند و از دوستی با افراد ناباب آنها را برحذر دارد و فرضاً اگر در دام دوستان ناباب گرفتار شدند هرچه سریعتر برای نجات آنان تلاش کنند و گرنه زحمات آنها از بین خواهد رفت و امید و انتظارات آنها نقش بر آب خواهد گردید. بدعتها و خرافاتی که در لبای دین عرضه میشوند افراد نا آشنا را از دین گریزان میکنند؛ دین الهی پاک و فطری است قلبها و عقلها را بهسوی خود جذب میکند اما بدعتها و خرافات همانند ابرهای غلیظی هستند که بر نورانیت دین سایه میافکند برای اینکه چهرهی اصلی دین برای همه اشکار شود.
مبارزه با اوهام خرافات و بدعتها امری ضروری است توضیح صحیح احکام اسلام و جدا ساختن بدعتها از دین چهره واقعی دین را آشکار میکند و سبب گرایش بیشتر به اسلام که دین الهی است میگردد. ریا کاری و دو رویی برخی از منتسبان به دین نیز برای بعضی افراد سست عقیده و ناپخته سبب فرار از دین میشود در صورتی که دین جز اخلاص چیز دیگری نیست اصولاً دین نفاق درونی را طرد میکند و متدین واقعی از تماشای فیلمهای مستهجن که از عوامل انحراف دینگریزی است، دور میدارد دشمنان اسلام با تولید نشر و توزیع فیلمهای مستهجن و نشریات گمراه کننده بین جوانان میخواهند آنها را گمراه سازند و تقوا و طهارت را از قلوب آنها بزدایند اصولاً تماشای مناظر شهوتانگیز و جنونآمیز برای جوان از هر سمی کشندهتر است و آشکار ساختن گناهان عملی زشت و ناپسند است مطالعهی کتابهای گمراه کننده و مجلات مبتذل همانند فیلمهای مستهجن بزرگ فساد را در قلب جوان بکارند پایههای ایمان و عقیده را متزلزل میکنند بهویژه جوانی که خالی از ذهن و سست عقیده باشد با مطالعه کتابها و نشریات گمراه کننده دروازهی الحاد و دینگریزی باز میشوند؛ لذا کتابهای خوب و نشریات پاک برای جوان معرفی شود و به خواندن کتابهای سالم تشویق گردند و مضرات تماشای فیلمهای مستهجن برای او توضیح داده شود تا از خطرات در امان باشد در این ایام اعتیاد نیز بلای بزرگی است که جوانان را تهدید میکند. و خطرش از سایر عوامل انحراف کمتر نیست اعتیاد به مواد مخدر عزم و ایمان و حیا را میرباید یک حالت بیتفاوتی شدیدی در وجود جوان ایجاد میکند شخص معتاد احساس مسؤلیت نمیکند پایههای خانواده در اثر اعتیاد همواره لرزان است.
جوانی که در خانهی یک معتاد زندگی میکند در معرض انحراف دین گریزی است ارشاد معتادان و مبارزه با اعتیاد به یک حرکت اصلاحی و همگانی نیاز دارد تا جوانان مسلمان از شر آن در امان باشند و این بلای بزرگ ریشه کن گردد کسی است کسی که از کاری دوری جوید. با پاکی نیت مجاهدت کند خداوند متعال فرموده است: (وما امرو الا لیعبدالله مخلصین له الدین حنفا ویقیمو الصلوه ویوتوالزکواه وذلک دین القیمه).
تا اینجا مهمترین عوامل انحراف و دینگریزی ذکر گردید این عوامل بسیار خطرناک و کشندهاند باید برای نابود سازی آنها چاره اندیشی شود راه چارهی واقعی پیروی از احکام نورانی اسلام است با استفاده از تعالیم اسلامی میتوان عوامل انحراف را از بین برد و جوانان مسلمان را از آن محافظت نمود.
بار الهی فرزندان اسلام را عزت و سعادت توفیق عطا فرما و به آنها ایمان کامل عنایت کن و از آنها امتی سرباز که علم و فضیلت را در دنیا منتشر کنند و پرچم عزت و نصرت اسلام را به اهتزاز در آورند.
* استاد حدیث دارالعلوم زنگیان و امامجمعه شهر محمدی سراوان

نظرات